| basatin.kateban.com , Articles by Hossein Mottaghi. | |||
|
|||
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم بررسی کتب خطّی يا قديمه وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ايران؛ عليرضا سالاری، مؤسّسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، چاپ اول 1377ش. در همان سالهايی که اين فهرست منتشر گرديده بود، نگارنده در کمال استعجال چند تذکر و اصلاحيه بر ذيل اين فهرست در گوشهای يادداشت نموده بود، هر چند فهرست مذکور احتياج به نقد و بررسی بيشتری دارد؛ به هر تقدير به نظر نمیرسد که انتشار و درج همين آگاهیهای اندک هم، خالی از فايده باشد.
ارسال شده توسط حسین متقی در تاريخ سه شنبه 17 مرداد 1385 ساعت 10:43 بعدازظهر (نظر بدهید)
بسم الله الرحمن الرحيم هو أمیرالمؤمنین و یعسوب المسلمین و غرّة المهاجرین و صفوة الهاشمیین و قاتل الكافرین و الناكثین و القاسطین و المارقین و الكرّار غیر الفرّار فصّال فقار كلّ ذی ختر بذی الفقار قسیم الجنّة و النار مقعص الجیش الجرار لاطم وجوه اللجین و النضار بید الاحتقار؛ أبوتراب، مجدّل الأتراب، معفرین بالتراب، ممرغین فی العفر رجل الكتبیه و الكتاب و المحراب و الحراب و الطعن و الضراب و الخیّر الحساب بلاحساب، مطعم السّغاب بجفان كالجواب رادّ المعضلات بالجواب الصواب، مضیّف النسور و الذئاب بالبتار الماضی الذباب هازم الأحزاب و قاصم الأصلاب قاسم الأسلاب جزاز الرقاب بابن القراب مفتوح الباب إلی المحراب عند سدّ سائر أبواب الأصحاب، جدید الرغبات فی الطاعات، بالی الجلباب رثّ الثیاب، روّاض الصعاب، معسول الخطاب عدیم الحجاب و الحجّاب، ثابت اللبّ فی مدحض الألباب؛ شقیق الخیر و رفیق الطیر صاحب القرابه و القربة و كاسر أصنام الكعبة، مناوش الحتوف، قتّال الألوف، مخرّق الصفوف، ضرغام یوم الجمل، المردود له الشمس عند الطفل، ترّاك السلب ضرّاب القلل حلیف البیض و الأسل، شجاع السهل و الجبل؛ زوج فاطمة الزهراء سیّدة النساء، مذلّل الأعداء، معزّ الأولیاء، أخطب الخطباء، قدوة أهل الكساء، إمام الائمّة الأتقیاء، الشهید أبوالشهداء، أشهر أهل البطحاء، مضمّخ مردة الحروب بالدماء، صفر الیدین عن الصفراء و عن الحمراء و البیضاء؛ مثكل أمّهات الكفرة و مفلّق هامات الفجرة و مقوّی أعضاد البررة و ثمرة بیعة الشجرة و فاقیء عیون السهرة و داحی أرض الدماء، مطلع شهب الأسنة فی سماء القترة، المسمّی نفسه یوم الغبرة بحیدرة، خوّاض الغمرات، حمّال الألویة و الرایات، ممیت البدعة، محیی السنّة و كاتب جوائز أهل الجنّة و مصرف الأعنّة و اللاعب بالأسنّة، ساد أنفاق النفاق، شاق جماجم ذوی الشقاق، سیّد العرب، موضع العجب، المخصوص بأشرف النسب، الهاشمی الأمّ و الأب، المفترع أنواع أبكار الخطب؛ نفس رسول الله صلّی الله علیه و آله یوم المباهله و ساعده المساعد یوم المصاولة و خطیبه المصقع یوم المقاولة و خلیفته فی مهاده و موضع سرّه فی إصداره و إیراده و ملیّن عرائك أضداده و أبو أولاده و واسطة قلادة الفتوّة و نقطة دائرة المروّة و ملتقی شرفی الأبوّة و البنوّة و وارث علم الرسالة و النبوّة و سیف الله المسلول و جواد الخلق المأمول؛ لیث الغابة و أقضی الصحابة و الحصن الحصین و الخلیفة الأمین أعلم من فوق رقعة الغبراء و تحت أدیم السماء، المستأنس بالمناجاة فی ظلمة اللیلة اللیلاء، راقع مدرعته و الدنیا بأسرها قائمة بین یدیه، حتّی استحیی من راقعها، منزّه نفسه النفیسة عن الدنیا الدنیّة و مصارعها و مثبّتها بلجام تقواه عن مطامعها و فاطمها بتهجدها عن وثیر مضاجعها؛ أخو رسول الله و ابن عمّه و كشّاف كربه و غمّه و مساهمه فی طمّه و رمّه، بعضه بعض البتول و ولده ولد الرسول، هو من رسول الله صلّی الله علیه و آله دمه دمه و لحمه لحمه و عظمه عظمه و علمه علمه و سلمه سلمه و حربه حربه و حزبه حزبه و فرعه فرعه و نبعه نبعه و نجره نجره و فخره فخره و جدّه جدّه و حدّه حدّه؛ أنهار الفضائل فی الدنیا من بحور فضائله و ریاض التوحید و العدل من بساتین خطبه و رسائله و كبش أهل العراق و الشام و الحجاز و شجی حلوق الأبطال عند البراز و ابن عمّ المصطفی و شقیق النبیّ المجتبی؛ لیث الشری، غیث الوری، حتف العدی، مفتاح الندی، قطب رحی الهدی، مصباح الدجی، جوهر النهی، بحراللهی، مسعر الوغا، قطاع الطلی، شمس الضحی، أبوالقری فی أمّ القری، المبشّر بأعظم البشری، مطلق الدنیا، مؤثر الأخری علی الأولی، ربّ الحجی، بعید المدی، ممتطی صهوة العلی، مستند الفتوی، مثوی التقی، ندید هارون من موسی، مولی كلّ من له رسول الله مولی، كثیر الجدوی، شدید القوی، سالك الطریقة المثلی، المعتصم بالعروة الوثقی، الفتی أخو الفتی، الذی أنزل فیه «هل اتی»، أكرم من ارتدی و أشرف من احتذی، أفضل من راح و اغتدی، أشجع من ركب و مشی، أهدی من صام و صلّی، مراقب حقّ الله إن أمر أو نهی، الذی ماصبا فی الصبی و سیفه عن قِرنه مانبا و نور هدیه ماخبا و مهر إقدامه ماكبا، دعاه رسول الله إلی التوحید فلبّی و جلا ظلم الشرك و جلی و سلك المحجّة البیضاء و أقام الحجّة الزهراء، جنیت ثمار النصر من علمه و التقطت جواهر العلم من قلمه و نشأت ضراغم المعارك فی أجمه و بأس كیون أقدام هممه و أخضرت ربّی الأمانی من دیم كرمه. نعم هو: أبوالحسن، القلیل الوسن، الذی لم یسجد للوثن، هو عصرة المنجود، هو من الذین أحیوا أموات الآمال بحبا الجود، هو من الذین سیماهم فی وجوههم من أثر السجود، هو محارب الكفرة و الفجرة بالتأویل و التنزیل، هو الذی مثله مذكور فی التوراة و الإنجیل، هو الذی كان للمؤمنین ولیّاً حفیّاً و للرسول بعده وصیّاً، نصره كبیراً و آمن به صبیّاً، هو الذی كان لجنود الحقّ سنداً و لأنصار الدین یداً و عضداً و مدداً و لضعفاء المسلمین مجیراً و لصنادید الكافرین مبیراً و لكؤوس العطاء علی الفقراء مدیراً حتّی أنزل فیه و فی أهل بیته الذین طهّرهم الله تطهیراً «و یطعمون الطعام عی حبّه مسكیناً و یتیماً و أسیراً». و هو علیّ العلیّ و الوصیّ الولیّ، الهاشمیّ المكّیّ، المدنیّ الأبطحیّ، الرضیّ المرضیّ، المنافیّ القویّ، الحریّ اللوذعیّ، الأریحیّ المولویّ، الصفیّ الوفیّ، الذی بصّره الله، حقائق الیقین و رتق به فتوق الدین، الذی صدق رسول الله صلّی الله علیه و آله و صدّق و بخاتمه فی الركوع تصدّق و اعتصب بالسماحة و الحماسة و تطوّق و دقّق فی علومه و معارفه و حقّق و ذكّرنا بقتل الولید بدراً و بقتل عمرو الخندق و مزّق من أبناء الحروب ما مزّق فی لجّة و غرّق فی لجّة سیفه من أسود الهیاج ما غرّق و حرّق بشهاب صارمه من شیاطین العراك من حرّق حتّی استوسق الإسلام و اتّسق هو أطول بنی هاشم باعاً و أمضاهم زماعاً و أرحبهم ذراعاً و أكثرهم أشیاعا و أخلصهم أتباعاً و أشهرهم قراعاً و أحدّهم سناناً و أعربهم لساناً و أقواهم جناناً. هو حیدر و ما أدراك ما حیدر! هو الكوكب الأزهر و الصارم المذكّر، صاحب براءة و غدیر خم و رایة خیبر و كمیّ أحد و حنین و الخندق و بدر الأكبر، هو ساقی ورّاد الكوثر یوم المحشر أبوالسبطین و مصلّی القبلتین و أنسب من فی الأخشبین و أعلم من فی الحرمین . كتاب أسامی أمیرالمؤمنین علیه السلام: هو للحسن بن الفقیه (تلخيص از کشف الاستار مرحوم خوانساری. (ج1، صص369-386).
ارسال شده توسط حسین متقی در تاريخ سه شنبه 17 مرداد 1385 ساعت 12:28 قبلازظهر (نظر بدهید)
دائرة المعارف اسلام[i] به زبان تركي استانبولي، چاپ جديد تركيه (1981-2005م) كه اكنون شاهد چاپ سیامين جلد آن هستيم، حاوي داده هايي بسيار ارزنده از جهان اسلام و خصوصاً اطلاعات نابي از دوره ي هفتصد ساله ي امپرتوري عثماني است؛ كه در آن اثر از هزاران دستنويس اسلامي نفيس موجود در كتابخانه هاي تركيه ياد شده و تصاويري از برگ آغاز و انجام برخي نسخ آورده شده و نيز اين مجموعه، مشحون از آگاهي هايي محتوايي گسترده و ناب برگرفته از اين مواريث كهن و دست اول مربوط به خود و ساير كشورها از جمله كشورمان ايران مي باشد. از آن نظر كه اين گنجواره در فضايي دور از مكتب لائيسم حاكم بر سياست هاي پيدا و نهان دولت لائيك تركيه و زير نظر شخصيّت هاي برجسته ي مسلمان اداره مي گردد، به جاست كه از سوي مؤسسات و جريان هايي آگاه، كه توانايي مادّي و معنوي انجام اين مهمّ را دارند، به تدريج اين اثر عظيم و فوق العاده ارزشمند را، كه در جاي جاي آن نام و ياد فرهنگ ايران زمين و ميراث مفاخر علمي آن موج مي زند، به زبان فارسي ترجمه تا محقّقان و پژوهشگران ناآشنا به زبان تركي از مطالب و مقالات ژرف و انديشمندانه ي اين گنج پنهان، بي بهره نمانند.
[i]. TDVIA: Türkiye Diyanet Vakfi Islam Ansiklopediasi; C. I-XXX, Istanbul: 1981-2005.
ارسال شده توسط حسین متقی در تاريخ چهارشنبه 11 مرداد 1385 ساعت 7:16 قبلازظهر (نظر بدهید)
كتاب شريف و گرانمايه ي طبقات أعلام الشيعة، كارستان بزرگ و ماندگار ِمرحوم آقا بزرگ تهراني، كه در درون خود دنيايي از داده ها و اطلاعات نفيس و دست اوّل از مجموعه هاي علمي دانشمندان اسلامي[i] را دارد، حقيقتاً احتياج به يك فهرستواره و راهنمايي تفصيلي مشتمل بر موادّ لازم يك راهنما اعمّ از: اعلام، نام كتب صاحب ترجمه و کتب در ضمن، اماكن و ... به صورت يك جا دارد؛ اميد است بعد از چاپ جلدهاي باقيمانده از الكرام البررة و نقباءالبشر، كه شنيده شد از سوي كتابخانه ي مجلس شوراي اسلامي انتشار خواهد يافت، (إن شاء الله)؛ انتظار مي رود يك راهنماي جامعي را كه همه ي جلدهاي آن را دربر گيرد، منتشر گردد. [i] . يكي از پژوهه هاي بايسته در كتب تراجم، تهيّه ي فهرستي مشترك از شخصيّت هاي معرّفي شده در كتب تراجم، حدّاقل در حوزه ي دانشمندان اماميّه و شيعي است؛ خوشبختانه يكي از كارهاي بسيار ارزندهاي كه در سالهاي اخير از سوى بخش اطلاعرسانى كتابخانهي آيت الله العظمي مرعشي نجفي (رحمة الله عليه) صورت گرفته، تهيّه ي فهرستى جامع و نسبتاً گسترده از دادههاي كتب تراجم، مشتمل بر اطلاعات و شرح حال هزاران نفر از شخصيّت هاي علمي و سياسي و .... مي باشد، كه بهجاست مسؤولين محترم آن، بعد از يك بازبينى و بازنگري كلّي، مجدّداً آن را براي استفاده ي همگان، در قالب كتاب يا لوح هاي فشرده منتشر سازند. گفتنى است دادههاي مشاهير ياد شده، براي استقاده عموم پژوهشگران، اكنون به صورت همزمان (Online) از طريق اينترنت (http://www.marashilibrary.com) امكانپذير است.
ارسال شده توسط حسین متقی در تاريخ چهارشنبه 11 مرداد 1385 ساعت 7:09 قبلازظهر (نظر بدهید)
اثر شش جلدی (7 مجلّد) فهرست نسخه هاي خطي فارسي، كارستان كم نظير و سترگ كتابشناس برجسته، جناب احمد منزوي و مكان و جايگاه آن در ميان نسخه هاي خطّي فارسي و زحمتي كه مؤلّف رنجور آن در آن شرائط سخت، بر سر تأليف اين اثر كشيده، مقولاتي نيستند كه بتوان به راحتي از كنار آن گذشت؛ گنجواره اي گهرريز مملوّ از آثاري از پيشينيان اين مرز و بوم، كه به جز عشق مفرط و علاقه اي آتشين، تحمّل ثبت اطلاعات اين همه دستنوشته ها را ندارد و انصافاً بدون آن دو امكان پذير نيست. اين اثر گران قدر با همه ي ارزش و جايگاهي كه براي متصوّر است، متأسّفانه فاقد يك راهنماي مناسب و كاملي، مشتمل بر همه ي مطالب آن (تأكيد) است؛ ممكن است گفته شود، فهرستواره ي كتابهاي فارسي، اثر ارزشمند ديگر و جديد مؤلّف، به نوعي اين مهمّ را متكفل است؛ در پاسخ بايد گفت، منافاتي ندارد! امّا حقيقتاً كارستان بزرگ او، يعني: فهرست نسخه هاي خطي فارسي، چيز ديگري است! و مي ارزد تك تك كلمات آن گنجواره ي نفيس به صورت نمايه درآمده، و با تهيّه ي فهرست راهنماي جامعي، استفاده از دُرّهاي آن را، دوچندان سازند. ناگفته پيداست كه اين راهنما بايد نسبت به همه ي داده هاي نسخه ها، اعمّ از: نام اثر، مؤلّف (پديدآور)، اعلام، سرآغازها[i]، كاتبين، محلّ تأليف و كتابت، و به صورت كليّ هر آن چه كه در باره ي اين نسخ مورد مراجعه ي پژوهشگران نسخه هاي خطّي قرار مي گيرد، فراگير باشد. وجود چنين راهنمايي مطمئناً بر اين فهرست كم نظير، جان ديگري خواهد بخشيد و آوازه ي آن را دو چندان خواهد كرد.
[i] . ياد آوري مي گردد كه فهرستي از سرآغازنامه هاي نسخه هاي خطّي فارسي، عربي، تركي و اردو از سوي آقاي محمّدحسين اميني، فهرست نگار كتابخانه ي آيت الله العظمي مرعشي نجفي (ره) تهيّه گرديده، كه طيّ چند جلد در حال انتشار است، كه در آن سرآغاز ده ها هزار نسخه خطّي ِ معرّفي شده در فهارس ِ دستنويس هاي كتابخانه هاي داخل و خارج كشور و نيز بسياري از مصادر، منابع و كتابشناسي ها، به صورت الفبايي تنظيم نموده است، كه از جمله ي اين منابع، فهرست نسخه هاي خطي فارسي، اثر: منزوي است، كه سرآغاز كامل همه ي دستنويس هاي فارسي معرّفي شده در آن را، در برمي گيرد؛ در اين جا ضمن آرزوي موفقيّت، به ايشان دست مريزاد! مي گوئيم. بي ترديد براي فهرست نگاران نسخه هاي خطّي انتشار چنين اثري خبر مسرّت بخشي است، چرا كه سرآغاز دستنويس ها در شناسايي آثار و پديدآوران آن ها، از مؤلّفه ها و پارامترهاي اساسي و كاربردي است كه اميد مي رود انتشار آن زمينه هاي شناسايي بسياري از نسخ، كه در فهارس داخلي و خارجي ناشناخته مانده يا به اشتباه معرّفي شده اند، فراهم آورد.
ارسال شده توسط حسین متقی در تاريخ چهارشنبه 11 مرداد 1385 ساعت 6:57 قبلازظهر (نظر بدهید)
كتاب ارزشمند فرهنگ سخنوران، اثر: ع. خيام پور، براي كساني كه اندك پژوهشي در زمينه ي مباحث ادبي و آثار منظوم داشته اند، اثري آشنا و شناخته شده است؛ اين اثر شايد از معدود كتب تراجم در زبان فارسي باشد، كه تقريباً بر اساس ترتيب تخلّص شاعران غزلسراي، تنظيم ونگارش يافته است. از آن جايي كه اين اثر در برخي موارد از گزينه ي كليدي تخلّصِ شاعر، عدول و مدخل را امور ديگري، مانند: نسبت مشهور شاعر يا نسبت محلّ زندگي يا تولّد شاعر، قرار داده و نيز از آن جهت كه از زمان تأليف اين اثر بيش از 40 سال مي گذرد، و در اين سال ها، آثار فراواني، مانند: فهارس متنوّع دستنويس ها، در معرّفي شاعراني كه براي نخستين بار، در منابع، يادي از آن ها گرديده است؛ ضرورت تهيّه ي كتابي جامع بر اساس «تخلّص شاعران»، ضرورتي انكار ناپذير و بايسته است؛ ناگفته نماند مقوله ي «تخلّص شعري» را بيش تر، شاعراني به كار برده يا مي برند كه به زبان هاي فارسي يا تركي، غزل مي سروده يا مي سرايند؛ شاعراني كه به زبان عربي شعر مي سروده اند، نسبت به زبان هاي فارسي و تركي، در اشعار خويش، كمتر از تخلّص، بهره جسته اند. درامر فهرست نگاري كتب خطّي، شناسه ي اشعار، به خصوص غزل ها، به تخلّص هاي به كار رفته در آن وابسته است و چنان چه اثري جامع در خصوص تخلّص هاي شعري داشته باشيم، بسياري از معضلات و مشكلات شناسايي اين نسخ حلّ خواهد شد. اميد است جمعي از پژوهشگران ادب دوست و تلاشگر با تورّق منابع و مصادر به خصوص فهارس نسخه هاي خطّي، كه مملوّ و مشحون از تخلّص هاي شعري شاعران گمنام و يا شناخته شده هستند، و استخراج و ثبت آن ها در يك اثر با نام: فرهنگ جامع تخلّص هاي شعري شاعران، خدمتي بزرگ به دانش و ادب غني زبان ها، نموده و از خود نام و يادي نيك بر پهنه ي ادب پرور اين ادبستان كهن و پرآوازه، يعني ايران، به يادگار نهند. ناگفته نماند زمانی نگارنده قصد داشت به چنین امری بپردازد و فیش های زیادی را هم فراهم نمود لیکن گرفتاری های معمول عملاً مانع از ادامه کار شد چنانچه کسانی این قدرت و حوصله را در خود برای انجام این کارستان عظیم می بینند فیش های مذکور بدون هیچ چشمداشتی رایگان در اختیار آن پژوهشگر ان شاء الله نهاده خواهد شد والله ولی التوفیق.
ارسال شده توسط حسین متقی در تاريخ چهارشنبه 11 مرداد 1385 ساعت 6:54 قبلازظهر (نظر بدهید)
فهارس نسخه هاي خطّي انتشار يافته در داخل و خارج كشور، مشحون از آثاري است، كه فهرست نگاران آن ها به جهاتي، مانند: افتادگي آغاز نسخه ها يا علل ديگر، از شناسايي عنوان اثر يا پديدآور ِ آن محروم مانده اند؛ به تعبير ديگر ميان داده هاي فهارس موجود، سياهه اي از مجهولات نسبت به نام اثر يا مؤلّف آن و يا هردو آمده، كه حال يا به جهت كار سطحي فهرست نگارِ آن و عدم تتبّع جدّي و عميق، مجهول مانده، يا اين كه واقعاً شناسايي نسخه به هر دليل امكان پذير نشده است. نكته ي بسيار جالب اين كه آثاري كه شناسايي آن ها به نحوي براي فهرست نگار آن امكان پذير نشده، دقيقاً بايد ايشان توصيفي كامل تر و و مفصل تر نسبت به دستنويس های ديگر فهرست خود، از اين اثر ارائه دهند، تا شايد كساني كه آشنايي بيش تري دارند، بتوانند از طريق داده هاي محتوايي و متني ثبت شده از سوي فهرست نگار آن در فهرست، به شناسايي نسخه ي مذكور اقدام كنند؛
ارسال شده توسط حسین متقی در تاريخ يكشنبه 8 مرداد 1385 ساعت 9:31 قبلازظهر (نظر بدهید)
بسم الله الرحمن الرحیم كمتر پژوهشگري ممكن است با كتاب تفسير سواطع الالهام، اثر: عالم شيعي هندي، ابوالفيض فيضي هندي (درگذشته سال 1004هـ.) بيگانه بوده باشد، تفسيري كه سرتاسر آن با حروفي نگاشته شده كه آن حروف فاقد هر گونه نقطه اند (حروف مهمله و بي نقطه)؛ حال نويسنده ي اين اثر نفيس چقدر بايد به لغات عربي احاطه داشته باشد كه براي انتقال مفاهيم تفسيري، از واژه هايي بهره جويد كه هيچ نقطه اي در آن به كار نرفته است؟ حال براي خلق آثاري هنري ـ ادبي از اين دست، چقدر به جاست كه جمعي، اين نوع لغات را كه بدون نقطه اند با مراجعه به فرهنگ هايي مانند: لسان العرب، تاج العروس، الصحاح و نظاير آن ها، در اثري به صورت الفبايي گرد آورند، تا كساني كه توانايي هنرآزمايي در زمينه هاي ادبي را دارند، از آن بهره گيرند. و البته اين پژوهه جز زبان عربي، براي زبان فارسي و حتّي زبان تركي نيز امكان پذير است كه با مراجعه به مصادر لغت، مانند: لغت نامه دهخدا و ...، اين نوع لغات را براي آيندگان خوش ذوق، استخراج و ضبط و ثبت نمايند. درنسخه هاي خطّي مرتبط با لغت عرب، مباحثي پيشرفته با عناويني مانند: مثلثات قطرب يا ظاءات و ... مطرحند، كه بخش عظيمي از مباحث ادبي عربي نسخه هاي خطّي موجود را اين گونه به خود اختصاص داده اند؛ در اين موضوعات حتّي مقالات متنوّع و جالبي نيز نگاشته شده، مانند: دستنويس هاي عربي ضاءات و ظاءات در موزه ي ملّي عراق[1]؛ ------------------------------------------------------------------------ [1] . طه، محسن: " مخطوطات الظاء و الضاد في مكتبة المتحف العراقي ببغداد"؛ مجلّة معهد المخطوطات العربيّة (الكويت): س28، ش1، 1984م، صص291-310.
ارسال شده توسط حسین متقی در تاريخ دوشنبه 2 مرداد 1385 ساعت 9:28 قبلازظهر (نظر بدهید) |
| basatin.kateban.com -- copyright: 2006 - 2007 © -- Powered by kateban.com |